به این گزاره ها توجه کنید:
نیو قرار است یک مکتب جدید در مورد ماتریکس ایجاد کرده تا نگرش زایون را تغییر دهد، دکارت می گوید : اگر بخواهیم از دنیا چیزی به دست آوریم یک توهم است. وید کن اشتاین اما در مقابل او می گوید : تا بودن نباشد نبودن معنا ندارد .
برادران واچوفسکی شکاکیت را در سینما به عنوان یک اصل قرار داده اند.اصل باید این باشد که هیچ چیزی وجود ندارد جز آن چه در تصور ماست .

مورفیوس نیو را وارد ماتریکس می کند ؛ماتریکس یک ابر کامپیوتر است که خالق خود را فراموش کرده و خالق را یک برده و ابزار ومنبع انرژی خود تبدیل می کند.
ماتریکس یک فضای مجازی به دست می دهد اولین کاری که می کند یک منطقۀآزاد نگه می دارد به نام زایون که ترینیتی و مورفیوس در آن قابلیت واقع گرایی دارند. زایون به عنوان منطقۀ آزاد که قرار است نخبگان جامعه در آن قرار بگیرند و به عنوان منبعی برای ادامۀ حیات ماتریکس از آن استفاده شود.
(جالب است بدانید بعد از نمایش سری فیلم های ماتریکس یک مکتب فلسفی به نام ماتریکسولوژی در غرب پدید می آید که شکاکیت را به عنوان وجود واصل قرار می دهد.
ماتریکس از نیروی درونی انسان چیزی را به عنوان منبع تغذیۀ خود قرار می دهد و همان طور که گفته شد زایون را نگه می دارد که نیو به عنوان منجی مسائل دروی ماتریکس باشد.
در این فیلم دو عنصر مهم و حیاطی وجود دارد که روی آن تأکید می شود :1-آرشیتکت و 2- پیشگو یا همان اوراکل یعنی در ماتریکس این دو عنصر هستند که نقش اساسی را بازی می کنند یکی مهندسی ودیگری آینده نگری.
مورفیوس نیو را که وارد ماتریکس می کند به عنوان دستیار منجی به او آموزش هایی می دهد تا او وظیفۀ نجات بخشی را انجام دهد.مورفیوس از فرهنگ های شرقی برای آموزش نیو به عنوان یک انسان غربی استفاده می کند.نیو بعد از این آموزش ها نگاه مورفیوس را می پذیرد و نگاه نیو تبدیل به نگاه مورفیوس می شود. نیو دنیای واقعی و مجازی را می شناسد و دنیای واقعیت و عدم واقعیت را درک می کند. نیو خود را با دنیای مجازی تطبیق می دهد و تازه متوجه می شود مجاز یعنی چه.
اسمیت یک ویروس قابل تکثیر است که ماتریکس توانایی مقابله با آن را ندارد پس مورفیوس مجبور است نیو را به عنوان یک واقعیت وارد کند تا از پس آن برآید.
همان طور که قبلاً گفته شد در این فیلم علاوه بر بودیسم مکاتبی مانند سوفیسم ،دئیسم،سکولاریسم،پراگماتیسم و.... گنجانده شده است. وبنای ایجاد تشکیک را برای مخاطب دارد.
خوب است بدانید نوشتن و تکمیل فیلم نامه های ماتریکس نزدیک به هفت سال طول کشید و چیزی حدود 300میلیارد تومان هزینۀ ساخت این سه فیلم شده است.
در قسمت دوم زایان محور اصلی است.کلمۀ زایان در کتاب های لغت کوهی است که اهالی قوم یهود از آن جا آواره شدند اما در این فیلم آرمانشهر موعود است.اما در اسفل السافلین واقع شده و جالب است که زایان را در مرکز زمین نشان می دهد اما ما می دانیم که در مرکز زمین حرارت بسیار بالاست و همچنین در آن جا اکسیژن کم است. سؤال این جاست که این ها چه طور با این شرایط زندگی می کنند. این ها تضاد هایی است که در این فیلم رخ می نماید.
در فیلم بازگشت ماتریکس ،اسمیت آزاد شده و شخصاً به دنبال نابودی نیو است و حتی علیه ماتریکس هم به مبارزه بر می خیزد.می بینیم که اسمیت به صورت نا محدود قابل تکثیر است ام قدرت برابری با نیو را ندارد.
کنترل در این فیلم از زبان نیو خاموش کردن ماشین ها تعبیر می شود اما مشاور می گوید اگر این ها را خورد کنیم پس تکلیف روشناییمان چه میشود منظور وابستگی آنها به این ما شین هاست.
صحنه ای که در این فیلم بسیار اهمیت دارد : جایی است که مردم زایان جمعند و مورفیوس برای آن ها سخنرانی می کند.و ما از قبل می دانیم که اهالی زایان همان مردم بنی اسرائیلند و مورفیوس هشدارهایی می دهد که مردم توجه داشته با شید که ما زمان سختی در پیش داریم واین راه را به سختی آمده ایم نگاه نکنید ما چه در پیش داریم آنچه به دست آوردیم مهم است این صد سالی که گذشته اهمیت دارد ومن نگران ان چیزی هستم که از دست خواهیم داد.در جای دیگر می گوید این ماشین ها(که در واقع اشاره به دشمن دارد)ارتش وسیع خود را به مرزهای ما نزدیک کرده اند و ما جنگ سختی در پیش داریم....اشارات فیلم بسیار روشن است و این که دشمن کیست وچه کسانی با چه افرادی باید بجنگند روشن می شود.
از دستاوردهای مورفیوس به اعتقاد خود آزاد سازی افکار است. اما در فیلم هر جا که شعارها زیاد می شود فیلم ذهن مخاطب را به دور دست گسیل می دهد تا مخاطب متوجه نباشد که چه قرصی به او خورانده شده است ......
+ نوشته شده توسط سید روح الله دعائی در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت
1:57 |